فهرست

مجتبی طاهری

دسته‌بندی

آمار
  • 0
  • 104
  • 33
  • 90
  • 25
  • 73,432
  • 15,386

جمعه

کلمات بی پروا تر از همیشه برای تقریر یادی دوباره از تو بلند و بلند در آسمان اوج می گیرند و شور و حالی آسمانی را با خود می آورند و مرا به نگارش این سطور وا می دارند .

زیبای من! صدای تو از آن سوی کوه ها و دره ها خون تازه ای برای زیستن در عروقم دوانید. ناقوس عشق به یک باره از فراسوی مرزها و دشت ها بر فراز برج های اطمینان به صدا در آمد.

دستی لرزید و قلبی ترسید تا زبان به اعتراف گشوده شد. سکوتی هرچند کوتاه انتظار پاسخی را به ارمغان آورد. در آن سو جمله ای برای پایان دادن به انتظاری شیرین با پاسخی همگون یافت نمی شد. و بهانه ای در دست تو بود که تو را به انکار و مرا به اصرار وا می داشت.

من ماندم و یک غزل نامه فراموش شده. و تو ماندی منفعل .مرا کاویدی ،زیر و رو کردی ، خندیدی و آنچه را که می خواستی یافتی، سوختنم را در تب انتظار احساس کردی. پس با واژه ای که خود بر زبان تو کاشتم شهد شیرین تعلق را در کامم ریختی.

نوشته شده در تاریخ 1374/05/20

دسته‌ها: ,
مطالب پیشنهادی
لطفا «دیدگاه» خود را بنویسید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.