خانه / ادبی / بی وفا

بی وفا

تو که با دیگری بودی چرا روزم سیه کردی

 چرا عمر سراسر محنت من را تبه کردی

توکه نامهربان بودی چرا کردی نظر بر من

 چرا چون لیلی زیبا به مجنونت نگه کردی

 تو زیبا صورتی اما نداری سیرت زیبا

مرا با عشوه و ناز عاشق آن روی مه کردی

 تو سلطان بودی من هم غلام درگه عشقت

مرا از درگهت راندی ستم بر من تو شه کردی

 برو با یار خود خوش باش گناهت را نمی بخشم

 فریبم دادی ورفتی گنه کردی گنه کردی

نوشته شده در سال 1372

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *