خانه / ادبی / نگاه و لبخند

نگاه و لبخند

تنها تو بودی

 و غمی که در دلم می پائید 

و می رفت تا ابدیت یابد 

و راز جاودگانی اش را خواندی در نگاه من

چه ناباورانه دوختی بر من نگاهت را

ندانستی که رسالت نگاه را لبخندی تمام می کند

من آسوده خاطر یک لبخندم

تو غمگین کدام نگاهی

1 دیدگاه دربارهٔ «نگاه و لبخند»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *