قطار، اندوهِ رفتن است
باران میآید قطار میرود من میدَوم تو میروی من میمانم در حسرت بوسهی واپسین قطار میرود تو میروی و خاطره میشود عطر لبخندت هنگام وداع قطار، اندوهِ رفتن است در امتداد بدرقهای طولانی نوشتههای مرتبط همین آدمهابدرقهپتوهای خاکستریدریا همیشه آبی نیستبرای یاسمینمچالههای ساده و نجیبدعای