خانه / آذر 1400

آذر 1400

پرسپولیسی هستی یا استقلالی؟

مسابقه تمام شد. یک بر صفر. برای خروج از ورزشگاه غوغائی بود. با سرعت خود را به پارکینگ ورزشگاه رساندم. می دانستم قرار است چه اتفاقاتی بیفتد. عده ای با پرچم و لباس های آبی رنگ و گروهی با رنگ قرمز این طرف و آن طرف می رفتند. فحش های رکیک رد و بدل می شد. صندلی های تماشاچیان از جا کنده می شد. تکه های آن در محوطه پارکینگ هم به چشم می خورد. پاره شدن صندلی و خرد شدن شیشه اتوبوس‌های جلوی ورزشگاه چیزی نبود که نتوان آن را پیش بینی کرد. به آرامی و محتاطانه راه خود را درمیان جمعیت باز می… ادامه »پرسپولیسی هستی یا استقلالی؟

زباله سر چهار راه

دم دمای صبح بود وهوا تازه گرگ و میش شده بود. هاشم ، سحرخیز ترین رفتگر شهر با جاروی دسته بلندش کرت و کرت و کرت خاک های کوچه را تار و مار می‌کرد. به سر چهار راه که می رسید به ترتیب کوچه ها را از سمت راست به چپ جارو می کرد. این یکی از قوانینی بود که او برای خودش وضع کرده بود. قانونی که پس از سالها نظافت محله حتی یک بار هم آن را زیر پا نگذاشته بود.  نبش کوچه ی سمت چپ جایی بود که اهالی محله زباله هایشان را آنجا می گذاشتند تا هاشم پس از جارو کشیدن… ادامه »زباله سر چهار راه