خانه / اسفند 1399

اسفند 1399

من اشرف مخلوقات را دیدم

مردی بی سواد و با سر و وضعی آلوده و کثیف  این ور و آن ور را جستجوگرانه می پوید. انگار به دنبال کسی است تا فرم های اداری اش را پر کند. یکی از کارمندان را نشانه می گیرد. به سمتش می رود و می گوید:  بی زحمت این فرم ها رو برای من پر کنید من سواد ندارم.  کارمند نگاهش را از روی صفحه نمایش رایانه اش بر می دارد و با دیدن فرم ها می گوید: ببخشید من وقت ندارم.  مرد: مگه داری چیکار می کنی که وقت نداری ؟  کارمند : می بینی که کار دارم و سرم شلوغه.  مرد : خوب اینم کاره دیگه چند تا فرمه برام پرش کن من سواد ندارم.  کارمند : اصلا آقا پر کردن این فرم ها به عهده خودتونه و من در این رابطه وظیفه ای ندارم.  مرد در حال ترک کردن میز کارمند با صدای بلندتر می گوید: پس وظیفه تو چیه؟ همونجا برای خودت نشستی و حقوق… ادامه »من اشرف مخلوقات را دیدم

خود بینی

بهره جوئی از ادبیات متکبرانه در گفتگوهای روزمره تنها از سر قدرت و بی نیازی نیست و گاهی از سر ناچاری و درماندگی است. ساز و کاری برای پنهان نمودن خوار پنداری خود . انسان متکبر دارای شخصیتی خویشتن بیزار است . گوئی فراری رو به جلو دارد. او برای سرپوش گذاشتن بر ضعف های خود کناره گیری از دیگران را بر می گزیند. او خوب می داند که اگر آمد و شد بیشتری با دیگران داشته باشد کاستی هایش عریان می شود. از این رو و برای اینکه دستش پیش دیگران رو نشود حالتی را به خود می گیرد که این و آن گمان کنند او در درون خود گوهری نایاب و با ارزش دارد . چیزی که وی را از دیگران باز شناخته می نماید. در کلام ایشان “منیت و خودبینی” جاری است. این را از جمله هائی خبری که با واژه “من” آغاز می شوند می توان به بسیاری یافت. مانند: “من این چنین هستم” و “من… ادامه »خود بینی