«دسته بندی: بهمن 1399»

خواب آلودگی

وقتی رسیدم اداره به همکارام گفتم :امروز صبح اونقدر خوابم میومد که حاضر بودم پنج میلیون تومن بهم بدن و بگن امروز تعطیله ونمی خواد بری سر کار و من بتونم بیشتر بخوابم . بیشتر همکارام هم بدون اینکه به حرفام خوب فکر کنند با گفتن جمله “منم همین طور” باهام موافق بودند. 😂 مجتبی طاهری

بیش‌تر بخوانید »

پراکنده خواهی

چقدر این روزها سرم شلوغ است. از کتابی خوشم می آید. چند ساعتی را صرف خواندن چند فصل از آن می کنم. ناگهان در پاورقی اش به اسم یک فیلم برخورد می کنم. کتاب را می بندم و می روم سراغ آن فیلم. دانلودش می کنم و آن را می بینم . دیالوگ های زیبای فیلم را یادداشت می کنم . در این بین به جمله مشهوری از بزرگی اشاره می شود . فیلم را که تمام می کنم می روم و دنبال آثار آن شخص مشهور می گردم . به ده ها کتاب و مقاله برخورد می کنم. نمی دانم آن جمله زیبا در کدام کتابش نوشته شده است. تعدادی از آنها را دانلود می کنم و بعضی ها رو هم خریداری می کنم. برای آنها که پول پرداخته ام ارزش بیشتری قائلم. یکی را شروع می کنم به خواندن . در جایی از آن به فلسفه و دیدگاهی برخورد می کنم. به خودم می گویم چقدر به افکارم شبیه و با آن سازگار است. تمام موضوعات قبلی که مورد علاقه ام بوده اند را رها می کنم و به موضوع جدید می پردازم . در نتیجه کتابخانه ام پر می شود از کتاب های نیمه خوانده و کامپیوترم پراز فیلم و کتاب و مقاله و سریال های نیمه دیده، و مغزم پر از همه چیز از نوع ویکی پدیایی آن. همه چیز می دانم و هیچ چیز را درست نمی دانم. اضطراب کارهای نیمه کاره در ذهنم رسوب می کند و احساس می کنم سرم شلوغ است. شاید بهتر بود قبل از تمامی این ها کتابی در مورد تمرکز، پشتکار و از این شاخه به آن شاخه نپریدن می خواندم. مجتبی طاهری

بیش‌تر بخوانید »

یک روز پر از کلافگی

کیست که بتواند تنش های اعصاب و طپش های قلبم را لمس کند؟ آیا زبانی برای بیان آن می توان یافت؟ کیست که بداند من در چه برزخی غوطه ورم؟ کیست که بداند چگونه در ورطه هلاکت دست وپا می زنم؟ در کشاکش و جدال میان انتخاب هایم ، من شاهدی بی قدرت و اختیارم که با هر تلاطم و هر موجی به صخره ای کوبیده می شوم. روز به روز چون شمع ذوب می شوم. بر سر دوراهی می مانم. سعی می کنم یکی از دو راه را انتخاب کنم. گاهی این وگاهی آن را بر می گزینم. تا بالاخره بی حوصله وبی قرار می شوم. از خود می گریزم و از هرچه در اطرافم قرار دارد. جوش می آورم. داغ می کنم. کلافه می شوم. ولی دم بر نمی آورم. سپس وقتی به بن بست می رسم، نا امید از همه جا وهمه چیز گریه می کنم. بعد از آنکه بغض گلویم باز شد، اشک هایم را – که روی گونه ها و زیر چشم هایم رسوب کرده – پاک می کنم. سست عنصر وبی اراده می شوم . بی هدف به راه می افتم، از این اتاق به آن اتاق. دوباره مثل کوه سنگین می شوم. و خودم را روی کف اتاق رها می کنم و همان آهنگ های غم آلوده ی قبلی را گوش می کنم. تازه برگشته ام سر جای اول، و این سیکل چندبار تکرار می شود تا بی حس می شوم. ده دقیقه خوابم می برد: چه بی خبری شیرینی . با پریشانی از خواب می پرم. نمی دانی چه دردآور است که از خواب بیدار شوی و خود را دوباره در زندان ببینی. دیگران سعی دارند با زیرکی به دژ آهنینی که درآن قرار دارم نفوذ کنند، اما چقدر ساده لوحند. هیچ چیز تسکینم نمی دهد. مگر راه حل جدیدی که آن

بیش‌تر بخوانید »

بی سواد نباشیم

همان طور که می‌دانیم متن پیام اصلی‌ترین جزء در فرایند برقراری ارتباط است. واژه ها و کلمات متداول ترین شکل یک پیام می باشند. اگر تماس با تلفن را نادیده بگیریم ،در گذشته ،ارتباط از طریق نامه رایج ترین روش ارتباط بوده است. نوشتن نامه و عریضه به عنوان یک مهارت و حرفه شناخته می شده است. حتی افراد با سواد هم گاهی برای نوشتن یک نامه به کسانی که حرفه آنها کتابت بوده و آنها را کاتب می نامیدند مراجعه می نمودند. از آن رو که این افراد با رسم الخط و آیین نگارش بیشتر از دیگران آشنایی داشتند. در گفتگوهای روزمره به ندرت به املای کلمات توجه نشان داده می شود . در هر فرهنگ ، قومیت ،جغرافیا و اقلیمی ، کلمات به شکل های متفاوتی ادا می گردد. اما ارتباط که همان انتقال معانی و درک مشترک از آن است به خوبی صورت می پذیرد. در بستر مکالمات روزمره انتقال معانی ،مستقل از میزان سواد و یا بی سوادی انتقال دهنده و انتقال گیرنده پیام می باشد. بر کسی پوشیده نیست که با گسترش و پیشرفت روز افزون فن آوری و اقبال بی‌مانند از شبکه‌های اجتماعی برقراری ارتباط با یکدیگر سریع و آسان و به راحتی در دسترس عموم مردم قرار گرفته است. هر کسی دارای یک تریبون شخصی برای بیان افکار و علاقه مندی های خود و هم چنین بستری برای ارتباط از نوع نوشتاری می باشد. آنچه بسیار دیده می شود گویی دانش بسیاری از کاربران که بیشتر به صورت شنیداری حاصل شده بدون توجه به املای درست و دقیق واژه ها مدام در حال دست به دست شدن و باعث ایجاد تغییر در شیوه نگارش می باشد. واژه های زیادی با املای نادرست آن قدر تکرار و دست به دست شده اند که گاهی حتا توسط افراد دانشگاهی و با سطح تحصیلات عالی نیز

بیش‌تر بخوانید »