دسته بندی: دی 1400

امتحان ریاضیات

یاسمین  می­‌گفت: ” همیشه از امتحان ریاضیات می‌ترسیدم. دشواری آن اگر از هوا کردن آپولو بیشتر نبود دست کمی هم از آن نداشت .اما اگر سختی های تمرین ریاضی و امتحان دادن را کنار بگذاریم، نشان دادن ورقه امتحان به پدرم برای امضاء و شرم‌ساری

ادامه »

کوچه‌ی لیلا

عصرهای تابستان، آن‌جا که خورشید خسته از تابیدن، راه خانه‌اش را در پیش می‌گرفت روی تاقچه‌ی پایین پنجره می‌نشست. گوشه‌ی پرده را به کناری می‌زد. می‌دانستم آن‌‌جاست. او را نمی‌دیدم اما حضورش را حس می‌کردم. سر‌به‌زیر بودم و خودم را به ندیدن می‌زدم. فوتبال بازی

ادامه »