خانه / ژیان قرمز

ژیان قرمز

ژیان قرمز

حدود ۴ یا ۵ سال بیشتر نداشتم.تنها اسباب بازی من یه ماشین کوچک فلزی بود.یه ژیان قرمز که به اندازه کف دست هام کوچک بود. اون روزها هنوز ماشین ژیان از سکه نیفتاده بود و برای خودش یه پا ماشین حسابی بود. با مادرم رفته بودیم دکتر. آخه برادر کوچیک ترم سرما خورده بود.وقتی برگشتیم دیدیم از در و پنجره خونمون دودی سیاه و نیمه جون که از ترکیب کربن و بخار آب درست شده بود بیرون میومد. همسایه ها جلوی در خونمون جمع شده بودن.با ترس و تعجب وارد خونه شدیم .همه چیز سوخته و تبدیل به زغال و خاکستر شده بود.یادم نیست در مواجهه با اون مصیبت به مادرم چی گذشت.در اون لحظه اصلا برام مهم نبود که فرش ها و لوازم خونه و لباس هامون از بین رفته بود. تنها به یه چیز فکر می کردم. به ژیان قرمزم که همیشه بعد از بازی اونو روی طاقچه خونمون میذاشتم. یه راست و بی معطلی به سمت طاقچه… ادامه »ژیان قرمز