وقتی “بخشش” به بیعدالتی منجر میشود چه باید کرد؟
ساعت ۹ صبح، اتاق کنفرانس حالوهوایی دوگانه داشت؛ نه خلوت بود و نه آنقدر پر که حرفهای زیر لبی جمع، سکوت رسمی فضا را بشکند. صندلیها با نظمی اداری چیده شده بودند و نور بیفروغ زمستان از پشت پردههای نیمهکشیده، روی میز بیضیشکل مینشست. زمزمههای