
میهن پرست
محمد از همان روزهای اول توجهم را به خودش جلب کرده بود. در یادگیری سریع بود. تمامی درسهای نظری و آموزشهای عملی را با بهترین نمرات پشت سر میگذاشت. طوری از جنگ و نبرد حرف میزد که گویی برای آن، پا به دنیا گذاشته است. او بهترین افسر دانشکده بود. شیفتهی شخصیت اصیل و مصمم او بودم. بیش از آنکه در اندیشهی رقابت با او باشم دلخوش به رفاقتش بودم. ترم اول به پایان رسید. او از نشستن روی صندلی دانشکده و فقط و فقط در اندیشهی جنگبودن بیزار بود. به باور او زمان جنگیدن فرارسیده بود. نهگفتن به او جزو










آخرین دیدگاهها