من جغدم

در یک تقسیم بندی خاص،آدم ها از نظر وضعیت خواب به دو دسته چکاوک ها و جغدها تقسیم می شوند.دسته اول یا همان چکاوک ها کسانی هستند که سحر خیز بوده و اهل کار و عمل در روز هستند . معمولا بیشتر عمل می کنند و کمتر برنامه ریزی و تفکر. اما دسته دوم همان کسانی هستند که شب ها بیدارند . برنامه ریزی می کنند و به حل مسائل می پردازند. من جزو دسته جغد ها هستم و فکر می کنم آدم های خیلی پاستوریزه و کسانی که موضوعی برای حل و فصل و تفکر ندارند ساعت ۱۱ شب می خوابند . جالب این… ادامه »من جغدم

قطار تناسخ

بودن یا شدن، مسئله این است!قطار زندگی به سوی ایستگاه آخر در حال حرکت است. چه شاد باشیم ، چه اندوهناک سرانجام روزی یا شبی به آن ایستگاه می رسیم.شاید این قطارِ شهر بازی باشد و پس از عبور از تونل وحشت ما را سر جای اولمان بر گرداند. به رفتن فکر نکنیم ، به رسیدن فکر نکنیم. بودن را دریابیم.همه ما قالبی بودن این حرف ها را تایید می کنیم . اما نباید از این نکته غافل بود که گاهی یادمان می رود سوار شدن و پیاده شدن در قطار زندگی دست خودمان نیست . اما بین این دو را خودمان شکل می دهیم.… ادامه »قطار تناسخ

اگر من نباشم تو هم نیستی

” همیشه حق با مشتری است “. این جمله ای است که هنوز چه در جایگاه یک کارمند و چه به عنوان مشتری تکلیفم را با آن روشن نکرده ام. طرح تکریم ارباب رجوع  بسیار پیش می آید که یک مشتری درخواست انجام کاری از کارمندی را می کند که منطبق بر قوانین و مقررات جاری آن موسسه یا سازمان نمی باشد. و هنگام مواجهه با پاسخ منفی ، غافل و یا حتی آگاه از وجود محدودیت های قانونی و فنی ، خود را مُحق می داند که بد دهنی نموده و خشن ترین واکنش ها را از خود بروز دهد. از این رو که… ادامه »اگر من نباشم تو هم نیستی

کوچه نا تمام

دهه پنجاه تازه آغاز شده بود. روزهای سال گرم تر شده بود و طولانی و دیگر به بلند ترین حد خود رسیده بود. روز اول تیر سال 1350 اجاق کور خانواده را روشن کرد. خانه شان در اواسط یک کوچه نیمه تمام قرارداشت. انتهای کوچه بسته بود و طرف دیگرش به دنیایی مملو از همه چیز و همه کس راه می یافت . اگر امکانش بود از همانجا بر می گشت. اما کوچه بن بست حتی او را بر سر دو راهی نیز قرار نداد. تکلیفش روشن بود و راهی جز ورود به دنیای شلوغ و پر جنب و جوش نداشت. از همان زمان فهمید… ادامه »کوچه نا تمام

زندگی کردن سخت تر از مردن است

جنگ همواره چیزی فراتر از یک تسویه حساب سیاسی است . سرباز پیروزمند ، تسلیم می شود. تسلیم بنیاد بد سرشت خویش. هر چیزی حتی یادبود های هنری و باستانی را ویران می کند ، مهارتش را در شکنجه ، آزار و تجاوز آزمایش می کند . ظلم می کند و به نابودی می کشاند . وحشت می آفریند و شادی را با ساز و کاری خشن می زداید. برای او “دشمن” سزاوار خشونت و زجر و مرگ است. چه زن باشد و چه کودک ، چه نظامی و یا غیر نظامی. او جسم و روح نسل ها را می کشد و می خواهد درد… ادامه »زندگی کردن سخت تر از مردن است