مجتبی طاهری
مجتبی طاهری
دیدگاه‌های جدید
بایگانی
 
دسته‌بندی

نمی‌دانم را از زبان من بسیار خواهید شنید

جهان هستی پر است از روابط علمی، علّی و گاه عجیب و غریب. محیط پیرامون ما نیز تا آن‌جایی که به ساحت تجربه‌ی ما درآمده است به نسبت کل هستی سرشار از نادانسته‌هاست. پیش از حرکت به سوی دانایی و حقیقت، چیزی که مهم است احساس نیاز به دانستن و شرم‌آور بودن نادانی است. اگر به جست‌وجوی حقیقت باشیم می‌باید پندار یقین را زیر پا بگذاریم. گاهی توهّم دانایی آن‌قدر عمیق و راسخ می‌شود که به یقینی کور تبدیل می‌گردد. حقیقت‌یافتگی بدون رنج میسر نمی‌گردد. حقیقت نه آن‌ است که جمعی بر آن اجماع و اتفاق دارند. آدمی نیازمند دست‌یابی به حقیقت است اما دچار خود‌فریبی شده و دست‌یافتنی‌ترین دانسته‌ها را حقیقت پنداشته و بر

ادامه ...

چلیپای رنج

صلیب، یادبود رنجِ آدمی‌ است نگاه کن که چگونه مصیبت‌بار  تا قربان‌گاه بر دوشِ زخم‌خورده می‌کِشد چلیپایِ رنج خویش را تا کِی جان از کف بگذارد و  کجا بار بر زمین نهد این آدمی‌زاده‌ی رنجور، در انتهای هستی درد، قامت درختی است  برایستاده در شمایل صلیب چلیپایِ به‌زنجیر‌درآمده آراسته، به غفلت به گریبانِ آدمی

ادامه ...

گاهی برو

گاهی برو بی‌رحمانه و نامهربان خاطراتت را جا بگذار حافظه‌ات را با خود نبر اما بعضت را توشه‌ی راهت کن پل‌ها را پشت سرت خراب کن به برگشتن لحظه‌ای فکر نکن در همین رفتن است که آدم دیگری می‌شوی این‌جا و اکنون را رها کن به مقصد فکر نکن تا هر جا که می‌توانی دور شو

ادامه ...

مردسالاری، تبعیضی نابخردانه

خاستگاه نظام فکری مردسالارانه دیرینگی‌اش به درازای تاریخ بشری است و شوربختانه تا ابد امتداد خواهد یافت. شاید در ویترین جوامع مدعی دموکراسی اندکی سیمای زنان و حقوق آن‌ها بزک کرده و زراندود به چشم بیاید اما در لایه‌های ناپیدای همین جوامع متمدن و مترقی بسی نامردمی‌ها بر زنان روا داشته می‌شود. سخن گفتن از این نظام فکری و به نقد کشیدن آن به معنای مبرا بودن گوینده‌ی آن از اَعمال و افکار مردسالارانه نیست. تفاوتی هم ندارد که گوینده مرد باشد یا زن. جدای از هسته‌ی ظالمانه و بهره‌کشانه‌ی این تفکر آن‌چه که به شکل تبعات و رسوبات فکری آن در ذهن زنان و مردان به چشم می‌خورد جنبه‌ی فرهنگی آن است. تا به

ادامه ...

انسان بی‌مخاطب، کتابی است بی‌خواننده

لابد جمله‌ی مشهور” هر انسان کتابی است چشم‌به‌راه خواننده‌اش” را شنیده‌اید. سعی کردم در ذهنم باطل بودن این گزاره را به اثبات برسانم. به گوشه‌گیری، و میل به تنهایی برخی از آدم‌ها فکر کردم. کسانی که بر این باورند که باید به تنهایی خو کرد و از جامعه و اطرافیان خود گریزان بود. با بررسی شیوه‌ی زندگی این افراد متوجه خواهیم شد که آن‌ها به‌طور کامل با دیگران قطع ارتباط نکرده و به هر حال با افراد انگشت‌شماری در حال معاشرت هستند. این در حالی است که به واسطه‌ی شرایط شغلی، تحصیلی و غیره، از پایه و اساس امکان این قطع ارتباط وجود ندارد. آدمی در جوامع کاری و تحصیلی ناگزیر به دریافت تأیید از

ادامه ...

آیا همیشه حق با مشتری است؟

ادامه‌ی حیات موسسات اداری و خدماتی در گرو استقبال مخاطبین از خدمات آن‌ها می‌باشد. این موسسات می‌کوشند تا با خلق شیوه‌های نوین توجه مشتریان بیشتری را به خود جلب نمایند. در این راستا ضمن آموزش کارکنان خود مقرراتی را نیز جهت احترام به مراجعین و حفظ و تبیین جایگاه و حقوق کرامت انسانی آنان وضع می‌کنند. بر خلاف آن باور سنتی مبنی بر بدرفتاری کارکنانِ ادارات با مخاطبین خود و کارشکنی در انجام امور آنان سازمان‌ها در سال‌های اخیر روند رو به بهبودی در افزایش حس انسان‌دوستانه در کارکنان و پای‌بندی به ارزش‌های اخلاقی را در پیش گرفته‌اند. اما با وجود ارتقای سطح مشتری‌مداری همچنان شاهد اهانت به کارمندان وکارکنان بخش‌های دولتی و غیر دولتی

ادامه ...
مجتبی طاهری

پشت سرت در را ببند

آن روز زودتر از همیشه سر قرار آمده بود. گویی می‌خواست فرصت بیشتری داشته باشد تا طعم دلهره‌آور انتظار را در ذهنش حکاکی کند. این‌پا و آن‌پا می‌کرد و مُشتش را به کف دستش می‌کوبید. چند قدم جلو می‌‌رفت و به همان تعداد برمی‌گشت. وقتی رسیدم آن‌جا بود. بی‌مقدمه گفت:

ادامه »

آسپیرین

سردرد، مهمان ناخوانده‌ی این روزهایش بود. کشوی میز را باز کرد. یک آسپیرین برداشت. با بی‌حوصلگی گفت: «دندونی رو که درد می‌کنه باید کند و انداخت دور.» آسپیرین را سر جایش گذاشت. تپانچه را برداشت.

ادامه »
سرباز وطن پرست

میهن پرست

محمد از همان روزهای اول توجهم را به خودش جلب کرده بود. در یادگیری سریع بود. تمامی درس‌های نظری و آموزش‌های عملی را با بهترین نمرات پشت سر می‌گذاشت. طوری از جنگ و نبرد حرف می‌زد که گویی برای آن، پا به دنیا گذاشته است. او بهترین افسر دانشکده‌ بود.

ادامه »