مجتبی طاهری
مجتبی طاهری
دیدگاه‌های جدید
بایگانی
 
دسته‌بندی

خون‌های نریخته

حالا دیگر سالن انتظار خلوت شده است. مراجعین کارهایشان راه افتاده و رفته‌اند. چه خون‌هایی که باید ریخته می‌شد و نشد. چه آدم‌هایی که باید از هستی سرنگون می‌شدند اما نشد. آن‌هم برای یک اختلاف حساب اندک. دخترک خردسالی به تماشای هیاهو‌های پدر بود و هراسیده شیون می‌کرد. چه بسا

ادامه »

نویسنده‌ی دیوانه،حکم‌ران سرزمین واژه‌ها

دیوانگی تعبیری است از آن چه که بر یک نویسنده می‌گذرد. نویسنده کسی است که به گونه‌ای دیگر می‌اندیشد. او چیزی برای خود نمی‌خواهد الا احساس رهایی از زیر بار آن‌چه در ذهن او سنگینی می‌کند. می‌نویسد تا دیگران را به شکل خویش در بیاورد. او شیدا است. به وجد

ادامه »

آیا اسم خود را دوست دارید؟

اسمش را پرسیدم گفت: «مجتبی» به خودم اجازه دادم کمی سر به سرش بگذارم گفتم: «آخه مجتبی هم شد اسم؟» گفت: «نه خیلی، اسمِ تو شناسنامه‌ام اینه» گفتم: «پس چی صدات می کنن؟» گفت: «کاوه» گفتم: «مجتبی هم بد نیس» گفت: «خب شاید» گفتم: «اسم من هم مجتباس» گفت:«اِ چه

ادامه »