
چقدر خرافاتی هستیم؟
مسافری را بدرقه میکنید که در آستانه در، قرآن را میبوسد و از زیر آن رد میشود. او اطمینان خاطر دارد این کار او را از خطرات احتمالی مصون نگه میدارد. به ساعتش نگاهی میاندازد کمی دیر شده است. اگر پایی بردارد و دستی بجنباند بدون تاخیر به فرودگاه خواهد رسید. زمان اندک است و مسیر فرودگاه پرترافیک. بینیاش آبستن عطسهای مردد میان آمدن و نیامدن است. بار دیگر به ساعتش نگاه میکند. برای عطسه چارهای جز آمدن نمانده است. عطسه میکند. با اینکه دیر شده است چند دقیقهای صبر میکند. مبادا در سفر به خاطر عطسهای ناخواسته به حادثهای ناخواسته دچار آید. دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. اطمینان دارد بعد از آن






