
پرسپولیسی هستی یا استقلالی؟
مسابقه با نتیجهی یک بر صفر به پایان رسید. برای خروج از ورزشگاه غوغایی بود. با سرعت خود را به پارکینگ ورزشگاه رساندم. میدانستم قرار است چه اتفاقاتی بیفتد. عدهای با پرچم و لباسهای آبیرنگ و گروهی با رنگ قرمز اینطرف و آنطرف میرفتند. فحشهای رکیک رد و بدل میشد. صندلیهای تماشاچیان از جا کنده میشد. تکههای آن در محوطهی پارکینگ هم به چشم میخورد. پارهشدن صندلی و خردشدن شیشهی اتوبوسهای روبهروی ورزشگاه رویدادی قابل پیشبینی بود. بهآرامی و محتاطانه راه خود را درمیان جمعیت باز میکردم. لبخندی بیطرفانه به صورتم داشتم. شیشهی سمت راست ماشین پایین بود. صدای انفجاری در درون ماشین، شوکهام کرد. ترقهای داخل ماشین پرت شده بود. کمی جلوتر عدهای چماقبهدست







