مجتبی طاهری
مجتبی طاهری
دیدگاه‌های جدید
بایگانی
 
دسته‌بندی

خود‌بینی

بهره‌جویی از ادبیات متکبرانه در گفتگوهای روزمره تنها از سر قدرت و بی‌نیازی نیست و گاهی از سر ناچاری و درماندگی است. سازوکاری برای پنهان نمودن خوارپنداری خود. انسان متکبر دارای شخصیتی خویشتن‌بیزار است. گویی فراری روبه‌جلو دارد. او برای سرپوش‌گذاشتن بر ضعف‌های خود کناره‌گیری‌ از دیگران را بر می‌گزیند. او خوب می‌داند که اگر آمدوشد بیش‌تری با دیگران داشته باشد کاستی‌هایش عریان می‌شود. از این رو و برای این‌که دستش پیش دیگران رو نشود حالتی را به خود می‌گیرد که این و آن گمان کنند او در درون خود گوهری نایاب و با ارزش دارد . چیزی که وی را

ادامه ...

خواب آلودگی

وقتی رسیدم اداره به همکارام گفتم :امروز صبح اونقدر خوابم میومد که حاضر بودم پنج میلیون تومن بهم بدن و بگن امروز تعطیله ونمی خواد بری سر کار و من بتونم بیشتر بخوابم . بیشتر همکارام هم بدون اینکه به حرفام خوب فکر کنند با گفتن جمله “منم همین طور” باهام موافق بودند. 😂

ادامه ...

پراکنده خواهی

چقدر این روزها سرم شلوغ است. از کتابی خوشم می آید. چند ساعتی را صرف خواندن چند فصل از آن می کنم. ناگهان در پاورقی اش به اسم یک فیلم برخورد می کنم. کتاب را می بندم و می روم سراغ آن فیلم. دانلودش می کنم و آن را می بینم . دیالوگ های زیبای فیلم را یادداشت می کنم . در این بین به جمله مشهوری از بزرگی اشاره می شود . فیلم را که تمام می کنم می روم و دنبال آثار آن شخص مشهور می گردم . به ده ها کتاب و مقاله برخورد می کنم. نمی دانم

ادامه ...

یک روز پر از کلافگی

کیست که بتواند تنش‌های اعصاب و طپش‌های قلبم را لمس کند؟ آیا زبانی برای بیان آن می‌توان یافت؟ کیست که بداند من در چه برزخی غوطه‌ورم؟ کیست که بداند چگونه در ورطه‌ی هلاکت دست وپا می‌زنم؟ در کشاکش انتخاب‌هایم، من شاهدی بی‌قدرت‌واختیارم که با هر تلاطم و هر موجی به صخره‌ای کوبیده می‌شوم. روز به روز چون شمع ذوب می‌شوم. بر سر دوراهی می‌مانم. سعی می‌کنم یکی از دو راه را انتخاب کنم. گاهی این و گاهی آن را بر می‌گزینم. تا بالاخره بی‌حوصله وبی‌قرار می‌شوم. از خود و هرچه در اطرافم قرار دارد می‌گریزم. جوش می‌آورم. داغ می‌کنم. کلافه می‌شوم.

ادامه ...

بی‌سواد نباشیم

همان‌طور که می‌دانیم متن پیام اصلی‌ترین جزء در فرایند برقراری ارتباط است. واژه‌ها و کلمات، متداول‌ترین شکل یک پیام می‌باشند. اگر تماس با تلفن را نادیده بگیریم، در گذشته، ارتباط از طریق نامه رایج‌ترین روش ارتباط بوده است. نوشتن نامه و عریضه به عنوان یک مهارت و حرفه شناخته می‌شده است. حتی افراد با سواد هم گاهی برای نوشتن یک نامه به کسانی که حرفه‌ی آنها کتابت بوده و آنها را کاتب می نامیدند مراجعه می‌نمودند. از آن رو که این افراد با رسم الخط و آیین نگارش بیشتر از دیگران آشنایی داشتند. در گفت‌وگوهای روزمره به ندرت به املای کلمات

ادامه ...

من جغدم

در یک تقسیم بندی خاص،آدم ها از نظر وضعیت خواب به دو دسته چکاوک ها و جغدها تقسیم می شوند.دسته اول یا همان چکاوک ها کسانی هستند که سحر خیز بوده و اهل کار و عمل در روز هستند . معمولا بیشتر عمل می کنند و کمتر برنامه ریزی و تفکر. اما دسته دوم همان کسانی هستند که شب ها بیدارند . برنامه ریزی می کنند و به حل مسایل می پردازند. من جزو دسته جغد ها هستم و فکر می کنم آدم های خیلی پاستوریزه و کسانی که موضوعی برای حل و فصل و تفکر ندارند ساعت ۱۱ شب می

ادامه ...

انسان بی‌مخاطب، کتابی است بی‌خواننده

لابد جمله‌ی مشهور” هر انسان کتابی است چشم‌به‌راه خواننده‌اش” را شنیده‌اید. سعی کردم در ذهنم باطل بودن این گزاره را به اثبات برسانم. به گوشه‌گیری، و میل به تنهایی برخی از آدم‌ها فکر کردم. کسانی که بر این باورند که باید به تنهایی خو کرد و از جامعه و اطرافیان

ادامه »

آیا همیشه حق با مشتری است؟

ادامه‌ی حیات موسسات اداری و خدماتی در گرو استقبال مخاطبین از خدمات آن‌ها می‌باشد. این موسسات می‌کوشند تا با خلق شیوه‌های نوین توجه مشتریان بیشتری را به خود جلب نمایند. در این راستا ضمن آموزش کارکنان خود مقرراتی را نیز جهت احترام به مراجعین و حفظ و تبیین جایگاه و

ادامه »

علت خود‌شیفتگیِ گروهی چیست؟

بدا بر مردمی که دچار خودشیفتگی جمعی شده‌اند. آدم‌های بی‌طبقه‌ای که هیچند و می‌گردند و می‌گردند تادسته‌ای برای خود دست و پا کنند و به آن بپیوندند تا هویتی که نه از آنِ خودشان بلکه تمامأ با فردیتشان بیگانه است به‌دست بیاورند. قومیت، لهجه، نژاد، شغل، ثروت، نام محله، جنسیت

ادامه »