مجتبی طاهری
مجتبی طاهری
نوشته‌های تازه
دیدگاه‌های جدید
بایگانی
 
دسته‌بندی
دوستان من

نگاه و لبخند

تنها تو بودی

 و غمی که در دلم می پایید 

و می رفت تا ابدیت یابد 

و راز جاودگانی اش را خواندی در نگاه من

چه ناباورانه دوختی بر من نگاهت را

ندانستی که رسالت نگاه را لبخندی تمام می کند

من آسوده خاطر یک لبخندم

تو غمگین کدام نگاهی

نوشته‌های مرتبط
smile
نوشته‌های پیشنهادی
برچسب‌ها
دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *