مجتبی طاهری
مجتبی طاهری
نوشته‌های تازه
دیدگاه‌های جدید
بایگانی
 
دسته‌بندی
دوستان من

پایان بی آغاز

صدای آژیر ممتد آمبولانس حواس از دست رفته ام را سر جایش برمی گرداند. کسی را از مرگ دور می کنند.آنطور که آغاز وجود، شادی آور است دوچندان، مرگ موحش و خوف انگیز. وجودی که آغاز شده در حال انجام است. آدمی همیشه آغاز می کند و برای پایان بی‌قراری. به غایت می‌برد تا شروع دوباره ای داشته باشد. فتح می کند تا ختم نماید.اشتیاقی در ابتدا و فراغتی کوتاه پس از فرجام. شروع می کند تا تمام کند و ختم می کند تا آغاز. اما مرگ – این صبور منتظر- با شولای نیم پاره اش متفاوت با هر پایانی است. پایانی است بر تمامی آغاز ها و پایان ها. دیگر آغازی نیست و نیستی بر همه جا و همه وقت مستولی می شود.

نوشته‌های مرتبط
نوشته‌های پیشنهادی
برچسب‌ها
دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *