مجتبی طاهری
مجتبی طاهری
نوشته‌های تازه
دیدگاه‌های جدید
بایگانی
 
دسته‌بندی
دوستان من

گریه،تنهائی،خلوت

اگر می‌گریم ملامتم نکنید

من از تبار گریه می‌آیم

بدرقه‌ی راهم گریه‌ی مادر بود

توشه‌ی راهم چشمانی نم‌دار

و تنهایی، که مپرس

ای تنهایی! ای تنها‌ترین واژه‌ها!

آن‌دم که به پیش‌وازم آمدی

 ندانستی که پیش‌ترها نیز تنها بوده‌ام در خلوت شب‌های خویش

و تو ای تنهایی! با خلوت و گریه دیگر تنها نیستی

و من…!؟

نوشته شده در تاریخ ۱۳۷۴/۱۱/۱۱

نوشته‌های مرتبط
نوشته‌های پیشنهادی
برچسب‌ها
دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *